X
تبلیغات
رایتل

www.binalud.com

مربی محمد اوراز هیمالیا بسان طنابی است که یک سرش صعود است وسر دی

فتگوی ویژپایگاه خبری بینالود با حسین قربانی مربی زنده یاد محمداوراز  البته ما باید بپذیریم که صعودهای هیمالیا نوردی عواقب این چنین نیز دارد هرچند باور کردنش سخت است ولی باید با یک دیدکاملاً باز وقبول واقعیت ها به هیمالیا نوردی به پردازیم وبدانیم که هیمالیا بسان طنابی است که یک سرش صعود است وسر دیگرش شاید مرگ وچه بسا بزرگانی در این راه بدیارباقی شتافته اند

 

  1ـ خواهشمند است که خودتان را معرفی نموده وبفرمائید از کی وچگونه کوهنوردی را شروع کردید؟

بنده حسین قربان هستم متولد سال 1331 شهرستان نقده وبازنشسته آموزش وپرورش البته 10 سال آخر خدمتم نیز بی ارتباط با کوهنوردی نبوده ومربی کوهنوردی دانش آموزان در کانون فرهنگی وتربیتی شهرمان بوده ام وچگونگی شروع کوهنوردی باید بعرض برسانم که نزدیک بودن کوهها به شهر که همواره در جلو دیدگانم بوده اند کوه را دوست داشته ام ولی اصل جریان امر درپاییز سال 1356 اتفاق افتاد وبا توجه به مسائلی که در زندگی شخصی ام پیش آمده بود روزهای سختی را داشتم وبرحسب اتفاق روزی سر از سلطان یعقوب درآورده وبا بالا وبالاتر می رفتم ودر سکوت متلق کوه کنار چشمه نشسته ونظاره گر طبیعت اطراف شدم وشب هنگام به خانه برگشته ونظر به خسته وآرامش درونم آن شب بعد از شب های طولانی خواب بسیار راحتی داشتم وبه دین سان با روی آوردن به کوهنوردی فرسنگها از زندگی عادی فاصله گرفتم .

2ـ از افتخارات ورزشی وصعود هایتان بگویید؟

در طول فعالیت چندین ساله خود همواره یک خدمت گذار بوده ودر این راستا عناوین مشروحی زیر را نیز داشته ام

  مربی برتر کشور درسال 1381 با انتخاب فدراسیون کوهنوردی

  عضو تیم ملی پیشکسوتان کشوردرسال 1380 وصعود قله آرارات ترکیه با تیم فوق

  مسئول مدرسه هیمالیا نوردی استان  آذربایجان غربی از بدو تأسیس

   سرپرست کانون کوهنوردان اوراز نقده از سال 1372

مربیگری وچهره نمودن کوهنوردان نامی کشور از شهرستان محروم نقده

سرپرست بیش از سی دوره کلاس مربیگری وکار آموزی سنگنوردی یخ وبرف، وکوهپیمای در سطح کشور واستان

   سرپرستی بیش از 400 برنامه صعود مختلف به قلل ایران

مربی کوهنوردی دانش آموزان مدارس نقده به مدت 10 سال ومربی کوهنوردی مخابرات استان وصعود های که انجام داده ام

به جز صعود آرارات ترکیه وشاه داغی آذربایجان همه برنامه های اجرائیم داخلی بوده که قریب اتفاق قلل کشورمان را در فصول

مختلف سال صعود نموده ام.

به جز صعود آرارات ترکیه وشاه داغی آذربایجان همه برنامه های اجرائیم داخلی بوده که قریب اتفاق قلل کشورمان را در فصول مختلف سال صعود نموده ام

 
3ـ تعداد شاگردان که در تیم ملی داشته اید چه کسانی بوده اند
 وصعود های که انجام داده اید کدام اند؟

البته لازم به توضیح است که این ها هیچ وقت شاگرد من نبوده اند ومن همچون لیاقتی نداشته ام بلکه مشوق آنان بوده وخود بنده درسهای گران بهای بلاخص بزرگ مرد همیشه جاوید زنده یادمحمد اوراز یاد گرفته ام .

  1. زنده یاد محمد اورازکه قلل اورست،راکاپوشی،چواویو،شیث پاناگاما،ماکالوولوتسه رابا اقتدار صعود نمودند.
  2. اکبرمهدی زاده  قلل پوبدا،چووایو،شیث پاگاما،ماکالو،لوتسه،اسپاتیک،مراپیک وکلیمانجارورا صعود نموده اند .
  3. جعفر فرجی  قله چواویورا صعود نموده وعضو تیم شیث پاناگا بودند.
  4. رضا سلیمانی  قله لوتسه را صعود نمودند.
  5. مهدی گرمی پور عضو تیم ملی در صعود پوبدا ماکالو بودند.
  6. اسلام پالهنگ قله اسپاتیک را صعود نمودند.
  7. احسان رحیمی  قله آرارات را با تیم ملی جوانان واخیراً نیز تیلی چوپک را با تیم ملی امید صعود نمودند.
  8. ناصر احدی  عضو تیم ملی جوانان بودند که نظر به مشکل پاسپورت باز ماندند.

                     9.مهدی معینی زاده  عضو تیم ملی جوانان بودند که نظر به مشکل پاسپورت باز ماندند.

4ـ رابطه تان با اعضا تیم ملی که از شهرستان نقده بوده اند چطور است ؟

نظر به سختی روزگار وگرفتاری شغلی وزندگی تعدادی ازاین عزیزان هرچند دلشان با ماست ولی خودشان فرسنگها از نقده فاصله گرفته اند ولی جای سبزشان همواره با ماست وخوشبختانه هرموقع به وجودشان نیاز بوده به دعتمان لبیک گفته وسریعاٌ خود را رسانده اند بهر حال بعد از عروج زنده یاد محمداوراز آقای اکبر مهدیزاده به تهران رفته ودر امر کوهنوردی خوشبختانه مسئولیت کوهنوردی شرکت نفت را بعهده دارند آقای جعفر فرجی بعد از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی ارشد در فکر ادامه تحصیل دررده دکتری هستند.          

 رضا سلیمانی نیز مسئولیت کوهنردی شرکت نفت فلات کاره ایران را بعهده دارند

مهدی گرمی پور بعد از اتمام تحصیلات در خارج از کشور به نقده برگشته ودرخدمت جوانان کانون گرممان میباشند.    

ومابقی نفرات نیز همچنان مشغول فعالیت کوهنوردی در کانون هستند.

5ـ جنابعالی که حادثه اوراز را دیده اید نظرتان در مورد حادثه اخیر چه بوده است ؟

البته ما باید بپذیریم که صعودهای هیمالیا نوردی عواقب این چنین نیز دارد هرچند باور کردنش سخت است ولی باید با یک دیدکاملاً باز وقبول واقعیت ها به هیمالیا نوردی به پردازیم وبدانیم که هیمالیا بسان طنابی است که یک سرش صعود است وسر دیگرش شاید مرگ وچه بسا بزرگانی در این راه بدیارباقی شتافته اند غیر قابل تصور از جمله بوکرایف وحادثه اخیر نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده است چه کسی باور می کند که بعد از اتمام ثابت ها در جای تخت یک همچون اتفاقی بیفتد.

6ـ رابطه خودتان با زنده یاد محمد اوراز چطور بوده است ؟

من ومحمد بدون توجه به اختلاف سن مان دوستی بسیار نزدیک وتنگاتنگی با همدیگر داشتیم ودر یک کلمه بگویم همدیگر را بهتر شناخته ودرک میکردیم وبطوریکه اکثر کارهایمان را با هم فکری همدیگر انجام میدادیم وبه صراحت میتوان گفت که محمدبرای خود دنیائی بود متفاوت با دنیای سایر انسانها واگراین اتفاق رخ نمی داد محمد توانائی این راداشت که تحول عظیمی را در کوهنوردی کشور بوجود بیاورد.

7ـ یکی از خاطرات زنده یاد محمد اوراز بیان نمائید؟

در یک شب سرد پائیزی با تفاق محمد خود را به قله سبلان رسانده ودرکنار دریاچه چادرمان را برپا نمودیم ومیدانستم که محمد مسقطی را خیلی دوست دارد وسریعاٌ دست بکار شده ودر آن سوز وسرما مسقطی داغی تهیه کردم ومن مشغول خوردن شدم وهرچه به محمد اصرار نمودم که بخورد گفت سهم خود را نگه خواهم داشت که اول بصورت ژیله شده بخورم بهرحال شب را به سحر رسانده ودر سپیده دم دیدکه محمد زیپ چادر را کشید که مسقطی ژیله شده را بخورد واقعاٌ صحنه خنده داری بود چون مسقطی با توجه به سرما هوا همچون سنگ شده بود وچون کپسول گازمان هم تمام شده بود امکان گرم کردن آنرا نیز نداشتیم وقیافه محمد که با سرکلنگ مسقطی را از بشقاب فلزی می کند براستی که دیدنی بود.

8ـ به نظرجنابعالی سرپرستی برنامه درصعود تیلی چوپک چگونه بود؟

مسلماً فدراسیون با توجه به تجاربی که درزمینه هیمالیانوردی داشته بایک آینده نگری مبادرت با این امر فیماید واین را پذیرفته است که جهت اشاعه سمن سرپرستی بین هیمالیا نوردان سرپرستی برنامه هارا به افراد مختلف واگذار نمایند وبرای اجرای برنامه تیلی چوپک نیز آقای حسینی امانی که خود عضو تیم ملی در صعود چواویووشیث پانگما بوده وصعودهای قابل قبولی در سطح کشور داشته وبرنامه های مختلفی از جمله خانتانگری را نیز سرپرستی نموده است بعنوان سرپرست برنامه انتخاب نموده اند از آنجائیکه بنده نیز شناخت نسبی از ایشان داشته وهمچنین یکی ا زیاران ما آقای احسان رحیمی با تیم بودند با تائید ایشان سرپرستی وی در طول قابل قبول ونقص آنچنان نداشته است و با قاطعیت کارها را پیش برده ولی متأسفانه حادثه ناگوار سقوط دکتر بهالو محسنات برنامه پربار را کم رنگ کرد.

9ـ در مورد مقره زنده یاد محمد اوراز چه کارهای انجام شده است ؟

با توجه به حسن نیتی که فرماندار محترم کنونی آقای مرتاض داشته اند مرمت جاده در دستور کار بوده ومحوطه مقبره نیز توسط خانواده ایشان در دست باز سازی وانشااله در آینده نزدیک آرامگاهی در شان آن بزرگمرد جهت بازدید کوهنوردان سراسر کشور در دامنه کوه سلطان یعقوب برپا خواهد شد.

10ـ در مورد کانون کوهنوردان اوراز نقده توضیح فرمائید؟

بطور کلی کانون کوهنوردان نقده که بعداً به کانون کوهنوردان اوراز نقده تغیر نام داد از پائیز سال 1372 راه اندازی شده واز تاریخ فوق بصورت مداوم مشغول فعالیت بوده وبه صراحت میتوان اعلام کرده که عمداً افتخارات مکتسبه استان آذربایجان غربی درورزش کوهنوردی به همت وتلاش بی وقفه جوانان کانون گرممان رقم خورده است .

11ـ آیا حمایت هائی دربرنامه تیلی چوپک ازآقای احسانی رحیمی در شهر نقده انجام شده است ؟

متاسفانه جواب آن یک کلمه (نه )است وتنها حامی احسان درآن برنامه خدا بوده ودرعای خیر همنوردانش در کانون گرممان ..

12ـ به نظر شمااقدامات فدرایسون درارتباط باحادثه تیلی چوپک چگونه بوده است؟

تا آنجائیکه من اطلاع دارم فدراسیون از هیچ تلاشی برای یافتنی دکتر کم کاری نکرده وخودشخص رئیس فدراسیون همراه با آقایان افلاکی و زارعی، سرپرست برنامه خانواده دکتربیش ازده روزدر منطقه حضور داشته واز قرار معلوم 7 پرواز هلیکوپترانجام شده وبهترین شرپاهای نپال جهت تجسس به منطقه رفته اند وباید بپذیریم که در هیچ یک از کشورهای جهان در همچون حادثه ای شخص رئیس فدراسیون تا این حد پیگیر قضایا نبوده است .

13ـ به نظر جنابعالی چگونگی انجام کار تیم در برنامه تیلی چوپک چطور بوده است؟

هرچند اعضای تیم دررده سنی امید جوانان بوده است ولی با توجه به کیفیت کار آنان می توان اعلام نمود که جدای از جریان حادثه دکتر صعود فوق یکی از برنامه های پربار موفق فدراسیون درسالهای اخیر بوده است ودلیل این امر را میتوان به موارد زیر اشاره نمود :

  1. اعضا تیم کاملا جوان بوده وحتی یک فرد با تجربه در تیم حضور نداشت
  2. نبود شرپاهای کار بلد همراه تیم وعدم آشنائی آنان به مسائل فنی ما راهنما بودن مسیر یابی عدم مشارکت درامر چادر زندی وبارگذاری
  3. عدم اطلاعات کافی تیم از منطقه
  4. فنی بودن کامل کوه با توجه به ثابت گزاری بیش از 1800 متر درطول مسیر توسط خود نفرات تیم
  5. بارکشی نفرات با کوله های بسیار سنگینی حتی با بار بیش از 20 کیلو تاقله
  6. صعود تمامی اعضا تیم به قله
وامید است که فدراسیون محترم بدون در نظر گرفتی حادثه فوق اقدام با ارزیابی این برنامه موفق از نظر اجرا را مد نظر داشته باشند .

14ـ یک هیمالیانورد باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

پرداختی به هیمالیا نوردی برای خود دنیائی است متفاوت با دنیای عادی وحتی پذیرفتنی واقعیت ها برای یک فرد معمولی غیر قابل تصوراست چطور ممکن است نفر از نعمات زندگی روزمره چشم پوشی کرده ویارویاور یخ وسنگ ،طوفان وکولاک ،سرما وبی خرابی،گرسنگی وتشنگی، بهمن های مخوف وزندگی توی چادر تنگ وهزاران سختی بوده وجالب اینکه آنها را نیز دوست داشته باشدوبه نظر بنده یک هیمالیانورد جدای ازخصوصیات والای اخلاقی وانسانی ایمان راسخ وعشق واخر به هیمالیا داشته بادید باز ودرک واقعیت ها به هیمالیا نوردی بپردازد وگرنه هوس صعود یک قله 8000 متری وچسباندن مارک افتخار آن بر سینه جهت پز دادن در جامعه دردی را دوا نخواهد کرد بلکه هیمالیا نوردباید بسان پلی باشد که دیگران از رویش رد شده وبکوشد که اندوخته های خودرا به کالبینی آن نیز منتقل نماید بلی هیمالیانورد باید دلش بریز از عشق به انسانها وانسانیت بوه باشد.